ویدئو چیدمان ، ویدئو بدن ، ویدئو واژه

ویدئو چیدمان ، ویدئو بدن ، ویدئو واژه

Digital Art, Christiane Paul

-------------------------------------------

alt
تلخیص و برگردان : صبا اخوت


ویدئوچیدمان:

شاید مهم ترین جنبه ای که در برخورد با "ویدئوچیدمان" تجربه می شود، " مکان" است. اتاقی از گالری، موزه یا هرکجای دیگر که در آن ویدئوچیدمان به نمایش در می آید تجربه ای جدید از مکانی است که شاید قبل تر و در نمایشگاه های دیگر از همین گالری، آن را به شکل دیگری ادراک کرده بودیم.

تماشاگر در نقطه ای "حضور" می یابد و نسبت خود را با فضا، رسانه و چیدمان به نحوی جدید سنجش می کند، این بار در محیطی "غوطه ور" می شود که به دلیل اندک فاصله ای که میان او با اثر وجود دارد می تواند فضای واقعی را به تمامی خیال انگیز و بصری[1] تجربه کند، گویی رابطه همیشگی بدن با فضا که در حافظه فیزولوژیکی او نقش بسته بوده این بار دچار چالش می شود و به نوعی بازنگری در قبال خود و فضا دست می یابد.در روند انتقال فضای واقعی به فضای بصری و به کمک اجزای عینی چیدمان، عناصر به کار گرفته در ویدئو بیشتر قابل دسترس خواهند بود؛ به عبارت دیگر با آنکه مخاطب تجربه لمسی با بافت ویدئو ندارد -چرا که ماهیت آن به این نحو نیست- در این بستر شکلی از ادراک حسی[2] حاصل می شود.

پیوند میان دنیای بیرون و دنیای درون- به نوعی ابژه و سوژه- در چنین بستری بسیار چشم گیر است، علاوه بر آنکه واقعیت به عنصر بصری و در بعضی موارد خیال انگیز بدل می شود،حقیقت نیز محقق می شود؛ در واقع تعامل میان دنیای درون و بیرون است که باعث می شود حقیقت فرصت شکوفایی یابد و در کنار واقعیتِ تغییریافته به زیست خود ادامه دهد. [3]

برای روشن تر شدن این مفهوم، سه نمونه از ویدئوچیدمان را بحث می کنیم:اولی امپراطورهای آواره از رافائل لوزانو[4] ، جدول زمان از پری هوبر من[5] و قطبی از مارکو پلجهان[6].

ویدئوچیدمان امپراطور های آواره نوعی ویدئوچیدمان است که مخاطب می تواند به وسیله سنسورهای سه بعدی که به خود وصل می کند سایه ای از دست خود روی قلعه قدیمی هسبورگ[7]( واقع در شهر لینز[8] اتریش) بیندازد، دو محل برای این تعامل در نظر گرفته شده است: یکی پنجره ساختمان مشرف به قلعه و دیگری خیابان مجاور.همزمان با این رو یارویی موسیقی پخش می شود و ویدئو هایی از ساکنان داخل قلعه اما در فضای مکزیکو سیتی روی بنا نمایش داده می شود. در این اثر هرچند نمیتوان به صورت عینی قلعه را لمس کرد اما این تعامل میان بیرون و درون باعث می شود که شکلی از لمس پذیری و در دسترس بودن رخ دهد.


alt

alt[9]


ویدئو چیدمان دوم با عنوان جدول زمان، در بستری بازی گون اما بدون قاعده رخ می دهد. گردونه بزرگی در وسط اتاق قرار داده شده است و از بالا به وسیله ویدئوپروژکتور، ویدئوهای مختلفی بر روی آن منعکس می شود؛ مخاطب می تواند با لمس هر بخش از گردونه تغییراتی در ویدئو انجام دهد، مثلا در بخشی که اعداد و عقربه های ساعت نمایش داده می شود، شخص می تواند اعداد را کم و زیاد کند و به این ترتیب زمان را یا از دست دهد یا به دست آورد.

alt

و سومین ویدئوچیدمان با عنوان قطبی، بستری فراهم می آورد تا مخاطب دنیای انتزاعی ریاضیات را به صورت ملموس حس کند و گاهی از میان موج های فیزیکی به دیوار کشیده شده عبور کند و با بدن خود به تمامی آن را تجربه کند.

alt

ویدئو بدن[10]:

در این دسته بندی از ویدئوآرت در حقیقت با نوع دیگری از ویدئو چیدمان رو به رو هستیم اما این چینش فقط و فقط با حضور مخاطب و بدن اوست که تحقق می یابد. در بیشتر آثار، هنرمند نگاه ویژه ای به بدن داشته است و بر این باور است تغییر واقعیت و شکوفایی حقیقت از طریق بازآفرینی بدن به دست می آید. یکی از مهم ترین هنرمندان در این زمینه که به نوعی او را فیزیکدان نیز می نامند استیلرک[11] است. از میان آثار این هنرمند می توان به اکزوسکلتون[12] و پینگ بادی[13] اشاره کرد. اصلی ترین دغدغه او در تمامی آثارش به نوعی از میان بردن بدن و خلق مجدد آن در روند تجربه اثر است.او به دنبال یک فرا انسان است، پدیده ای که ترکیب ماشین و بدن بوده مرز میان نقص و کمال را از میان می برد، در چنین جایگاهی چه فلج باشی و چه کامل می توانی با چنین ترکیبی قدم از قدم برداری بی آنکه کسی نقص بدنی تو را نشانه رود.

ویدئوبدن اکسوسکلتون از یک ماشین غول پیکر، بدن مخاطب و ویدئو تشکیل شده است.شخص به درون ماشین میرود و با هر حرکتی که می کند اجزای آهنی آن را قوام بخشیده با دامنه بیشتری به بیرون

انعکاس می دهند، دوربین در همان لحظه حرکت داخلی اندام ها را ثبت می کند و روی دیوار نمایش میدهد.[14]

alt

alt[15]

سه هنرمند مهم دیگر در این زمینه هاکیا با اثر ماشین قطع ارتباط[16] ، استنسلی- نسل نخست[17]، اسنیب – کارکرد مرز[18] هستند. این سه هنرمند نیز برای بدن اهمیت زیادی قائل هستند اما تنها به یک بدن نمیپردازند بلکه آن را در تعامل با سایر بدن ها می بینند.

هاکیا در ماشین ضد ارتباط از مخاطبان می خواهد تا دستگاه های طراحی شده او را بپوشند. این دستگاه ها چندین عدد هستند که متشکل از یک چشم بند متصل بر چیزی شبیه کوله پشتی است به طوریکه وقتی شخص کوله را بر دوش می اندازد به طور همزمان، چشم بند ها نیز بر چشم او قرار می گیرند. سپس هر شخص در محوطه ای بسته حرکت می کند- این فضا گنجایش چندین نفر شرکت کننده را دارد- دستگاه از حرکت شخص مقابل فیلم میگیرد و آن را به صورت امواج معینی به دیگری منعکس می کند در این وضعیت هر شخص ادراک و حرکت فرد مقابل را به جای ادراک شخصی دریافت می کند و مرز میان من و دیگری شکسته می شود. گویی من او شده ام.

alt

استنسلی در نسل نخست با کمک ویدئو و پدهای الکترونیکی در پی آن است که وقتی شخصی مثلا دست خود را لمس میکند فرد مقابل روی همان نقطه از دست خود احساسی شبیه لمس داشته باشد. و به عبارتی این ویدئو بدن، نوعی تجربه همدلی و هم حسی را به شکل مکانیکی خود به بار می آورد.

alt[19]

و اسنیب در کارکرد مرزها مخاطبان را با زمینی خالی رو به رو میکند که وقتی روی آن حرکت میکنند از بالا خطوط دیجیتالی رو زمین منعکس شده حدود فضای بدنی هر فرد و به عبارتی حریم شخصی او را با دیگری نشان می دهد با زیاد تر شدن افراد این تقسیم بندی گسترش می یابد، اگر شخصی به درون محوطه دیگری پرش کند، خط دیجیتالی گسترده شده هر دو را در بر میگیرد.

alt

ویدئو واژه[20]

در این تقسیم بندی از ویدئو، واژه نقش زیادی بازی میکند. به عبارتی در دیدگاه اکثر هنرمندان این دست از آثار مرز میان نوشتن و خواندن و به بیان دیگر نویسنده و خواننده کم رنگ می شود، در لحظه لغات نمایان می شوند و این مخاطب است که با رویارویی خود به معناداری آنها کمک میکند.

در ویدئو چیدمان بارش متن از اوتربک[21] ، مخاطب می تواند با بارش واژه ها تعامل کند و با حرکت دست خود شدت آن را تنظیم کند یا حتی به آن ترتیبی جدید بدهد.

alt[22]

و در ویدئوآرت دیوید اسمال با نام پروژه تلموت[23]، با صفحه ای رو به رو می شویم که صفحاتی از تلموت است اما در پشت متن، متن دیگری هرچند کم رنگ نیز به چشم میخورد، به خواست مخاطب و با لمس صفحه متن دیگر نیز پر رنگ می شود این بار با نظراتی از فیلسوف فرانسوی امانوئل لویناس[24] رو به رو می شویم که در مورد همین صفحات از تلموت است. در حقیقت وحدت میان نقد- اثر و در عین حال فردیت آنها از دغدغه های مهم هنرمند می باشد.

alt

با مروری اجمالی بر این سه دسته بندی از ویدئوآرت به این نتیجه خواهیم رسید که محیط، رسانه و مخاطب از عناصر تفکیک ناپذیر نسبت به یکدیگرند.[25]


منبع:

Digital Art, Christiane Paul,2013, München, Deutsche KunstVerlag

این کتاب به انگلیسی نیز ترجمه شده است که آدرس انتشاراتی آن به درخواست نویسنده در زیر ذکر میشود:

Thames & Hudson website:

 http://www.thameshudson.com.au
http://www.thamesandhudsonusa.com/books/digital-art-softcover-third-edition

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پانوشت:

1 visualität

 2Wahrnehmung

3این سه پاراگراف توسط برگرداننده، خلاصه سازی و نقل به مضمون(پارافرایزد) شده است.

4Displaced Emperors, Rafael Lozano-Hemmer and Will Bauer(1997)

5 Time table, Perry Hoberman ( 1999)

6Polar, Marko Peljhan ( 2000)

 7Hasburg Castle

8 Linz

9 این تصویر از چیدمان امپراطوران آواره در کتاب اصلی وجود ندارد و توسط برگرداننده،جهت روشن تر شدن موضوع آورده شده است

10 نام اصلی این بخش بدن و هویت است که جهت هماهنگی با سایر بخش ها به ویدئو-بدن تغییر داده شده است.

11 Stelarc

12Exoskeleton

13Ping body

 این پاراگراف توسط برگرداننده، خلاصه سازی و پارافرایزد شده است14

این دو تصویر در کتاب اصلی از نمای بالا گرفته شده است و جهت روشن تر شدن مطلب، عکس های از نمای جلو برای این مقاله انتخاب شد.15

16 Kazuhiko Hachiya, inter dis-communication machine(1993)

17 Stahl Stenslie, The first generation inter_skin suite(1994)

18 Scott Snibbe, boundary functions( 1998)

در کتاب اصلی تصویر یک زن با سنسورهای بسته شده به بدنش است که متاسفانه برگرداننده از آوردن آن تصویر معذور بود.19

نام اصلی این بخش ورای کتاب: متن و فضای روایتگرانه بوده است که جهت هماهنگی با بخش های دیگر به ویدئو-واژه تغییر داده شد.20

21 Text rain, Camille utterback,1999

حرکات مخاطبان در تصویر اصلی چندان واضح نبوده ،به همین دلیل برگرداننده تصویر واضح تری را انتخاب کرده است22

23David Small,Talmud Project, 1999

24 Emmanuel Levinas

نقل به مضمون از متن، توسط برگرداننده25

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
لازم به ذکر است که تلخیص و ترجمه ی فوق با اطلاع و موافقت نویسنده ی کتاب " کریستین پائول " تهیه گردیده و مختص سایت ویدئوآرتیست میباشد.
هرگونه استفاده از مطلب باید با هماهنگی مدیریت سایت ویدئوآرتیست و کسب اجازه از مترجم صورت گیرد .